Wednesday, June 08, 2005

اکبر گنجي دوبار به مردم، اصلاحات و ايران بد کرد.

يکي وقتي که هاشمي رفسنجاني را تخريب کرد و اوضاع به سمتي پيش رفت که شکاف عميقي ميان اصلاح طلبان و هاشمي افتاد. تنها کساني که از اوضاع سود بردند، آن ها بودند که مي خواستند انتقامشان را از راي ملت بگيرند و با حذف شدن هاشمي از پشتيبانان اصلاح طلبان، مخالفان اصلاحات بلايي بر سر اصلاحات، اصلاح طلبان و ملت ايران آوردند که هيچ کس فکر نمي کرد به اين زودي ها ديگر کسي فکر اصلاح طلبي به سرش بزند.
دومين باري که اکبر گنجي دارد به ملت بد مي کند همين حالاست. نظريه ي تحريم انتخابات و راديکال کردن فضاي مملکت اصلا آن طوري که فکر مي کند پيش نخواهد رفت و اوضاع به شدت خراب تر خواهد شد. دست کم تا وقتي که اميد اصلاحات آرام هست، استفاده از راه هاي راديکال بي فايده است چون هر چيزي که سريع به دست بيايد، دولت مستعجل است و دوامي ندارد. آن چه ما لازم داريم، اصلاحاتي به سرعت تغيير خودمان است. عميقا اعتقاد دارم که ريشه ي استبدادهاي گذشته و فعلي در درون خودمان است. و آرام آرام داريم متحول مي شويم. به هر حال، اکبر گنجي (که برايم بسيار محترم است) نظر خودش را مي گويد و به خاطرش زندان هم مي رود. و اين که مي گويم بد کرد در واقع تقصير خود ما بود که چشم بسته به دنبالش رفتيم و با لذت خوانديم آن چه را که بعدا تخريب هاشمي اش نام گرفت. بماند.

يکي از پيشنهاد هايش که استفاده از روش هاي راديکال براي فشار آوردن به حکومت براي آزاد کردن زنداني هاي سياسي بود، را ديروز خواندم. و امروز اين برنامه ي معين را ديدم که گفته "تدوين لايحه عفو عمومي نخستين لايحه‌اي است كه براي تحقق راهبرد «دولت وحدت ملي» و «ايران براي همه ايرانيان» به مجلس ارائه خواهم داد. "
وقتي کار خاتمي و عفو عمومي اش در باره ي همه ي آن ها که از رييس جمهور انتقاد مي کنند را به خاطر مي آورم باورم مي شود که امروز ظرفيت کارهاي بزرگتري از همان نوع که معين وعده اش را مي دهد در چارچوب قانون وجود دارد. و مي دانم که اگر همه با هم انتخابش کنيم، مي تواند (همچنان که با پشتيباني ما از سد شوراي نگهبان گذشت) مي تواند آن چه مي خواهيم را عملي کند.

Click for Tehran, Iran Forecast