Tuesday, May 31, 2005

هفته ی اخير پر بود از حوادثي که هيچ کس تصورش را نمي کرد:

ايران با اروپا بر سر مسائل هسته اي به بن بست نرسيد،
درخواست عضویت ايران در سازمان تجارت جهاني وتو نشد،
رد صلاحيت معين پس گرفته شد،
با آمدن معين، اشتیاق و اميد ناديده گرفته نشدن در همه ي آن ها که سليقه شان با سليقه ي حاکم متفاوت بود زنده شد،
علي دايي در نيمه ي دوم بازي مقابل آذربايجان تعويض شد،
و وقتي که انتظارش را نداشتيم (اوايل خرداد) باران آمد!

این ها و خيلي از اتفاقات ديگري که ميان همه ي روزمرگي ها و بدبيني هايمان گم شد، نويد روزهاي جديدي را مي دهد. آمدن جريان جديد اصلاح طلبي و نتيجه دادن
سياست هاي خارجي نخستين دولت اصلاح طلب آن قدر اميدوارم کرده که روزي هزار بار تعجب مي کنم از آن ها که مثل عروسک کوکي جمله ي "خاتمي کاري نکرد" را تکرار مي کنند. جالب اين است که بد جوري در مي مانند وقتي که مي پرسي انتظار داشتي چه کار کند که نکرد؟ انتقاد و فهميدگي سياسي خوب است ولي پيروي از مد سياسي عواقب سياهي به دنبال دارد. خيلي کم دليل قابل قبولي از طرفداران تحريم انتخابات مي شنوم. و کم کم باورم مي شود که آن چه پشت اين جريان است نه يک تفکر که برنامه اي است به دقت تنظيم شده بر اساس بي فکري هايمان. و اين چيزي است که بايد شديدا مراقبش بود به خصوص در مملکت ما که در حساس ترين برهه ها سابقه ي ديدن صورت رهبران سياسي در ماه را داريم آن هم درست در لحظه اي که بيشتر از هميشه نياز به توقف و تفکر داشته ايم!

Click for Tehran, Iran Forecast