چند روز پيش خانيکي از وزارت علوم رفت.
با خانيکي وقتي که مي خواستيم يک تشکيلات دانش جويي توي پونا راه بندازيم آشنا شدم. یک گروه 9 نفره بوديم که تنها اشتراکمون ايراني بودن بود. همون ابتداي کار به مشکل ِ جور ِ لباس پوشيدن ِ دخترها برخورديم و گير کرديم. بعضي ها که معتقد بودند اگه آزادي انتخاب پوشش وجود داشته باشه خانه ي دانش جويان تبديل به ديسکو مي شه، تهديد مي کردند که اگه اين آزادي رو به مردم بديم، ايران به ما فشار مياره و همه چيز خراب مي شه. روزي که دکتر خانيکي رو ديدم ازش به صراحت درباره ي اين موضوع سوال کردم. اما بر خلاف تسبيحي که دستش بود و بر خلاف انتظار همه مون، کاملا با منطق با اين موضوع برخورد کرد. همون جا با اين که بهمون گفت که دولت هيچ مشکلي با اين موضوع نداره، اين رو هم گفت که البته اگه کاري کرديد و موقع برگشت توي فرودگاه مستقيم بردنتون زندان، دولت کمکي نمي تونه بکنه، چون حتي وزيرش و نماينده ي مملکتش رو مي گيرن و کاري از دست ما برنمياد!
با ديدن خانيکي و با تجربه هايي که توي کار کردن هام قبل و بعد از اومدن خاتمي داشتم، کاملا تفاوت ها رو حس مي کنم. بودن امثال خانيکي براي مملکت خيلي خوبه. اميدوارم که اوضاع جوري نشه که کار دست اون هايي بيفته که داره ميفته....



<< صفحه اصلی